امروز شنبه ՝ 1397/02/01    ■ Sat, Apr 21, 2018   



  
اندازه نوشته   A | A
آخرین اخبار 
فراخوان پنجمین همایش ملی متن‌پژوهی ادبی
سه‌شنبه، هجدهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷، پنجمین همایش ملی متن‌پژوهی ادبی با موضوع «نگاهی تازه به سبک‌شناسی، بلاغت، نقد ادبی» در کتابخانۀ ملی برگزار خواهد شد. مباحث و مسائل مربوط به سبک‌شناسی و بلاغت و نقد ادبی از مهم‌ترین موضوعات مطالعات ادبی به شمار می‌آیند که هرچند در ظاهر دانش‌هایی جدا از هم در نظر گرفته می‌شوند، از نظرگاه‌های ...

پیام تسلیت فرهنگستان به مناسبت درگذشت دکتر وحیدیان کامیار
استاد ارجمند، دکتر تقی وحیدیان کامیار، پس از عمری تحقیق و تألیف در زبان‌شناسی و دستور زبان و صنایع ادبی، دار فانی را بدرود گفت. فرهنگستان زبان و ادب فارسی درگذشت ایشان را به بازماندگان و دوستان و شاگردانشان تسلیت می‌گوید و از خداوند برای آن مرحوم آرامش روان طلب می‌کند.

چهارصد و پنجاه و نهمین جلسۀ شورای فرهنگستان
دوشنبه، دوم بهمن‌ماه ۱۳۹۶، چهارصد و پنجاه و نهمین نشست شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با حضور اعضای پیوسته و وابسته، به ریاست دکتر غلامعلی حدادعادل، در تالار دکتر شهیدی برگزار شد. تبریک به استاد دکتر محمدعلی موحد، عضو پیوستۀ فرهنگستان، به‌جهت تصحیح و انتشار کتاب مثنوی معنوی؛

دانشمند شریف و گوشه‌گیر
دوم بهمن‌ماه مصادف بود با دومین سالروز درگذشت استاد ابوالحسن نجفی، عضو پیوستۀ فقید فرهنگستان زبان و ادب فارسی. به همین مناسبت روزنامۀ ایران در شمارۀ ۶۶۹۹ خود مطلبی را دربارۀ زنده‌یاد استاد نجفی، به قلم دکتر علی‌اشرف صادقی، مدیر گروه فرهنگ‌نویسی و عضو پیوستۀ فرهنگستان، تحت عنوان «دانشمند شریف و گوشه‌گیر» منتشر کرده بود که در ادام ...
آخرين به روز رسانی ۱۳۹۶/۱۱/۱ - ۱۳:۴۱ نسخه قابل چاپ
 فرهنگ توصیفی اصطلاحات دیوانی دورۀ تیموریان شبه‌قاره
عصر اکبرشاه گورکانی (حکومت: ۹۶۳-۱۰۱۴ ق/۱۵۵۵-۱۶۰۵ م)
اشاره: دوشنبه، بیست و نهم آبان‌ماه ۱۳۹۶، هفتاد و دومین نشست ماهانۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد. در این نشست دکتر ثریا پناهی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در موضوع «فرهنگ توصیفی اصطلاحات دیوانی در شبه‌قاره (عصر اکبرشاه)» سخنرانی کرد. آنچه در ادامه آمده مشروح این سخنرانی است.
 
موضوع این نشست به مباحثی از زبانشناسی تاریخی و کاربردی در ایران و شبه‌قاره ارتباط دارد؛ بحث‌ها و بخش‌هایی از آن پیشتر در همایش ایران و شبه‌قاره ارائه شده و مقالۀ «ضبط اعلام فارسی در شبه‌قاره»، نیز که اقتباسی از مباحث دیگر این تحقیق بوده است در ویژه نامۀ شبه‌قاره به چاپ رسید. این سخنرانی در سه بخش به شرح زیر ارائه خواهد شد:
۱. دیوان و دیوان‌سالاری در ایران و شبه‌قاره؛
۲. گزارشی دربارۀ کوشش‌هایی که در ایران و شبه‌قاره در زمینۀ تدوین فرهنگ‌های فارسی صورت گرفته است (به‌ویژه فرهنگ‌های تخصصی و دیوانی).
۳. فرهنگ توصیفی اصطلاحات دیوانی در شبه‌قاره (عصر اکبرشاه) و ارائۀ چند نمونه برای نشان دادن ویژگی‌های آن.
انگیزۀ او در پرداختن به این موضوع و تحقق آن در قالب رسالۀ دکتری، فقدان اثر یا فرهنگی خاصِ اصطلاحاتی مستقل دربارۀ این واژه‌ها و اصطلاحات و نامأنوس بودن برخی از آن‌ها و علاقه به بررسی تحولات معنایی که در واژه‌های قرضی فارسی موجود در اصطلاحات رایج در زبان‌های سرزمین شبه‌قاره نظیر اردو، هندی و بنگالی روی داده، از دلایل دیگر این تحقیق بوده است.
    دیوان اصطلاحی از مقولۀ واژه‌های صنفی یا حرفه‌ای یا همان جارگون (jargon)است. مطابق تعریف ترسک (۲۰۰۰م) جارگون مجموعۀ واژه‌ها و اصطلاحاتی تخصصی خاص یک گروه اجتماعی، نظیراصطلاحات خاص حرفۀ وکلا یا رانندگان است. دیوان نیز اصطلاحی تاریخی است که در زبان فارسی و از گذشته با شمول معنایی وسیع در نظام اداری، دبیرخانه‌ای، مالی و قضایی کاربرد داشته است. در فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی از دکتر حسن‌دوست، در توصیف این اصطلاح، به دو سرواژه با معانی مختلف مانند محل گردآوری و حفظ نوشته‌ها، اسناد و بایگانی و دیگری جای رسیدگی به اعمال و محکمه اشاره شده و صورت‌های فارسی میانه و فارسی باستان آن‌ها نیز آورده شده است. دکتر حسن انوری دیوان را هم‌ریشه با دبیر و دیپی به معنی خط در فارسی باستان دانسته است.
    در حوزۀ امور دیوانی ایران از دورۀ باستان به داشتن تشکیلات دیوان‌سالاری یا همان تشریفات اداری سربلند بوده است.
    آداب ملک‌داری و آیین‌های دیوانی و درباری میراثی بود که در طول ۸ قرن حکومت اسلامی از همان سنت‌های دیرین و عناصر فرهنگی اسلامی به هند بزرگ یا شبه قارۀ کنونی پرداخت (سرزمینی شامل سه کشور هند، پاکستان و بنگلادش) راه یافت. در دوران مغولان هند (Mughals) یعنی آغاز حکومت بابر در ۹۳۲ ق/۱۵۲۶ م تشکیلات اداری سامانی نداشت و همۀ امور مستقیم و غیر مستقیم زیر نظر او هدایت می‌شد. در دوران فرزند وی، همایون، مانند پدرش همان نظام اداری رایج که از نواحی فارس، خراسان و ترکستان وام گرفته شده بود، به کار می‌رفت. در عصر اکبرشاه، جهانگیر و شاه‌جهان دیوان تعاریفی گسترده پیدا می‌کند. اصطلاح دیوان به معنای کارمند عالی‌مقام نظام اداری مغولان هند بوده و حتی از صوبه‌داران نیز مقامی برتر داشته است. دیوان در معنای نهاد و سازمان نیز اصطلاحاتی داشته است نظیر دیوان عدالت (دادگاه)، دیوان خاص (تالارمحرمانه ملاقات)، دیوان عام (دفتر امپراتور) و....
    هرچند نام وزیر در دوران مغولان هند به دیوان تغییر یافت، اما اصطلاح وزیر در همان معنای دیوان کاربرد داشت. از کامیابی‌های اکبرشاه ایجاد تشکیلات اداری و عرضۀ خدمات سلطنتی بود که تا سدۀ ‍۱۸ میلادی دوام آورد؛ حتی القاب و رتبه‌ها نیز تا ۱۹۸۴ م در سلسلۀ نظام دکن حیدرآباد کاربرد داشت، یعنی تا دورۀ استعمار انگلیس در هند. بررسی تاریخچۀ دیوان و تشکیلات دیوانی نشان می‌دهد که آخرین ایستگاه و توقفگاه این میراث، به شیوۀ تمدن ایرانی و با میانجیگری زبان فارسی در خارج از مرزهای ایران و مربوط به شبه‌قاره بوده است.
    بخش دوم این سخنرانی به پیشینۀ فرهنگ‌نویسی در ایران و شبه‌قاره اختصاص دارد. در این زمینه به مطالعات داعی‌الاسلام در مجلد پنجم فرهنگ نظام و مقاله‌های دکتر علی‌اشرف صادقی در ایرانیکا و دانشنامۀ زبان و ادب فارسی و بررسی موردی فرهنگ‌ها اشاره خواهم کرد. نتیجۀ بررسی نشان می‌دهد که فرهنگی خاص اصطلاحات دیوانی تا دورۀ معاصر تألیف نشده است، در ایران به طور مثال کتاب‌هایی نظیر اصطلاحات دیوانی دورۀ غزنوی و سلجوقی از دکتر حسن انوری (۱۳۵۵)؛ فرهنگ اصطلاحات دیوانی دورۀ مغول تألیف شمیس شریک امین (۱۳۵۷)؛ فرهنگ تاریخی زبان فارسی زیر نظر دکتر پرویز تاتل خانلری (۱۳۵۷) و فرهنگ اصطلاحات دورۀ قاجار، قشون و نظمیه از دکتر یحیی مدرسی با همکاری دکتر حسین سامعی و زهرا صفوی مبرهن ذکرکردنی است و آثاری دیگر نظیر تذکرة الملوک میرزا سمیعا که با تعلیقات مینورسکی و بعد به کوشش دبیرسیاقی به چاپ رسید که در اصل تصحیح متونی دربارۀ سازمان‌های اداری بوده است؛ همچنین برخی پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و نیز مقاله‌هایی که به طور موردی چاپ شده است، نظیر مقالۀ «بتکچی» در دانشنامۀ جهان اسلام.
    در توصیف سوابق فرهنگ نویسی در شبه‌قاره، مطابق طبقه‌بندی زمانی شهریار نقوی، این فعالیت در سه برهۀ زمانی پیش از مغول (مغولان هند) از قرن هفتم تا نهم هجری؛ دورۀ مغول، از قرن دهم تا سیزدهم هجری و دورۀ جدید در جریان بود. جدا از تحسین این فعالیت درآن دیار؛ ما با خدمات فرهنگی عالمان آن سرزمین و رویکرد و شیوه‌های آنان نیز آشنا می‌شویم. واژه‌نامه‌های تألیفی آن خطه غالباً شعری و ادبی بوده است؛ یعنی یا فرهنگ لغات متنی ادبی محسوب می‌شدند مثل گنجنامۀ طیفور بسطامی که فرهنگ لغات شاهنامۀ فردوسی است و یا مانند فرهنگ نایاب که فرهنگ دشواری‌های کتاب شبنم شاداب ظهیرای تفرشی است. غالب آن فرهنگ‌های لغت، واژه‌نامه‌هایی عمومی بودند که رویکرد و صبغه‌ای ادبی و شعری داشتند. این آثار آرایش واژگانی و نیز آوانگاری منظم و یکدست ندارند. روش‌های آوانگاری آن‌ها یا قیاسی بوده، یعنی بر اساس الگوی مشابهت در وزن هر مدخل و یا شیوۀ توصیفاعراب و جایگاه آن مدنظر بوده است. جست‌وجو و دستیابی به هر واژه نیز بر اساس حرف نخست و حرف پایانی یا شیوه‌ای نظیر آنچه در فرهنگ جهانگیری می‌بینیم که بر اساس حرف دوم (باب) و سپس حرف اول (فصل) بوده است. در بخش تعریف و حوزۀ معنایی نیز از الگوی منظم و یکدستی در این فرهنگ‌ها پیروی نشده است.
    اما گرایش به تألیف فرهنگ‌های تخصصی در دورۀ جدید اتفاق افتاد، مثلاً فرهنگ کشف‌اللغات و المصطلحات از عبدالرحیم سوربهاری که فرهنگ لغات و اصطلاحات فارسی و عربی در زمینۀ عرفان و تصوف بوده است. یا دو اثر دیگر با نام‌های مجمع‌الجوامع و مخزن‌الادویه که هردو کتاب‌هایی در طب و تألیف سید محمدحسین فرزند محمدهادی بوده است.
    نکته‌ای که ذکر آن ضروری است این است که در میان این آثار فرهنگ لغتی خاص اصطلاحات دیوانی نیافتم. هرچند در فرهنگ‌های لغتی مانند سراج‌اللغات، چراغ هدایت، غیاث‌اللغات و حتی مرآت‌الاصطلاح مدخل‌هایی وجود دارد، اما هیچ اثر خاصی در این زمینه موجود نبوده است.
    موضوع آخر سخنرانی، معرفی «فرهنگ توصیفی اصطلاحات دیوانی در شبه‌قاره (عصر اکبر شاه)» است که پیکرۀ اصلی رسالۀ دکتری نگارنده را تشکیل می‌دهد. تهیۀ فرهنگ لغت و واژه نامه‌ای ازاین‌دست مسبوق به سابقه نبوده است. در این مورد، استناد به دستورالعملی معتبر ضروری است.
    دربارۀ نقش زبان‌شناسی در فرهنگ‌نویسی، دکتر فریبا قطره و دکتر سید محمد رضوی به این نکته اشاره کرده‌اند که زبان‌شناسی کاربردی و از جمله یکی از مقوله‌های آن که فرهنگ‌نویسی است، مسیر استفادۀ عملی از مباحث نظری را هموار و تسهیل می‌کند؛ بنابراین تدوین و تهیۀ فرهنگ لغت و اصطلاحات با استعانت از علم زبان‌شناسی بهتر به ثمر می‌نشیند و بهتر است این رویکرد دربارۀ جریان فرهنگ‌نویسی در شبه‌قاره نیز معمول و رایج گردد.
    حاصل بررسی‌ها اینکه الگو و چارچوب یا شاکله و ساختار این فرهنگ بر اساس واقعیت‌های موجود، از تجمیع و تلفیق ضوابطی به دست آمد، به‌این‌ترتیب که برای چارچوب نظری از طرح دکتر مصطفی عاصی (۱۳۷۳)، «طرحی برای تهیۀ فرهنگ‌های تخصصی با کمک رایانه» بهره گرفته شد. مطابق این طرح در ساختار هر فرهنگ لغتی باید وضعیت و تکلیف گزینه‌های زیر مشخص باشد، از جمله گروه کاربران؛ نوع فرهنگ (بر اساس متغیر زبان)؛ هدف فرهنگ؛ موضوع؛ کارکرد؛ گسترۀ فرهنگ؛ گردآورندگان؛ روش گردآوری مواد و مطالب؛ محتوا و شکل نهایی. بر این اساس کاربران فرهنگ می‌توانند مخاطبانی در حوزۀ شبه‌قاره‌شناسی باشند. نوع آن یک‌زبانۀ فارسی و هدف آن پژوهشی است. موضوع آن هم اصطلاحات دیوانی در شبه‌قاره که کارکردی توصیفی دارد و گسترۀ آن هم زبان نوشتاری گونۀ هندوستانی فارسی در نیمۀ دوم سدۀ ۱۰ ق / ۱۶ م و اوایل سدۀ ۱۱ ق/۱۷ م است. متون منتخب در استخراج و گردآوری داده‌های این فرهنگ، آیین اکبری، اکبرنامه، منتخب‌التواریخ یا تاریخ بداوونی و طبقات اکبری بوده و معیار اصلی در انتخاب آن آثار ارتباط موضوعی آن‌ها با مباحث اصلی یعنی امور کشورداری و نظامی بوده است. آیین اکبری و اکبرنامه هردو از ابوالفضل علامی است که از چهره‌های برتر دانش در عصر اکبرشاه بود. گفته شده همان شهرت امیرخسرو در شعر را او در نثر و نویسندگی داشت. آیین اکبری دانشنامه‌گونه‌ای دربارۀ تشکیلات دیوانی، دولتی و آیین‌های حکومت‌داری اکبرشاه و دربار سلطنت اوست. اکبرنامه اثر دیگر علامی نیز شامل مجموعۀ احکام و فرامین اکبرشاه بوده است.
    تنوع سبک نوشتاری آثار نویسندگانی مانند عبدالقادر بداوونی در منتخب التواریخ و خواجه نظام‌الدین احمد هروی در طبقات اکبری از ملاک‌های دیگر انتخاب این دو اثر بوده است.
    بنابراین در ساختار کلان، سرواژه‌های این فرهنگ شامل کلمات و عبارت‌های اصطلاحی دیوانی در شبه‌قاره عصر اکبرشاه گورکانی است. ساختار و اجزای درونی واژه‌ها ذکر نشده است، چون بیشتر آن‌ها قالبی اصطلاحی دارند. در انتخاب واحدهای واژگانی علاوه بر استخراج و تهیۀ کاربرگه‌ها به شواهد رایانه‌های گروه فرهنگ‌نویسی نیز رجوع شد. در مجموع، مدخل‌های مستخرج ۴۳۱ مورد بود که از آن میان ۱۸۰ مدخل به طور نهایی برای درج انتخاب، مصوب و با ترتیبی الفبایی مرتب شد. دربارۀ خردساختار این فرهنگ که مربوط به املا، آوانویسی (تلفظ)، هویت دستوری، معنا و تعریف و اطلاعات ریشه‌شناختی است، از شیوۀ کار دکتر شمیس شریک امین در ارائۀ تلفظ و آوانویسی مدخل‌ها پیروی شد و روش دکتر مدرسی و حسن‌دوست نیز در ارائۀ تعاریف که با ارجاع‌ها و شواهد همراه است، انتخاب شد. دربارۀ بحث ریشه‌شناسی فرهنگ‌های درفر (Doerfer 1975)؛ پلتس (1911 Platss) و واژه‌نامۀ ویلکین (Wilkins 1987) راهنمای وی بوده است.
    پایان بخش صحبت‌های ایشان دربارۀ ضرورت تهیۀ فرهنگ جامع تاریخی زبان فارسی عصر مغولان هند و کاربرد آن برای تحقیقات شبه‌قاره است. همان طور که دکتر سجادآیدنلو و دکتر تهمینه عطایی نیز در ضرورت تهیۀ فرهنگ جامع تاریخی زبان فارسی تألیف چنین اثری را برای بررسی و تحقیق‌های دستوری و تصحیح متون یادآور شدند.
    مراجعه به گنجینۀ متون ادبی و تاریخی و با کاربرد روش‌های امروزی و بهره‌گیری از پیکره‌های رایانه‌های اصطلاح‌شناسی بسیار سودمند است؛ هرچند در ایران، شاید کمتر دربارۀ تهیۀ پیکره‌های ادبی و تاریخی شبه‌قاره فعالیتی صورت گرفته باشد، اما او به آیندۀ این جریان و تحولات آن امید فراوان دارد.
    نمونه‌هایی از اصطلاحات این فرهنگ عبارت‌ است از: اویماقات، ایچکی، باورچی، بندوق اندازی، پرگنه، توشکچی، جاگیر/ جای‌گیر، چپقلش، چنداول، حویلی، خان‌سامان، دستورالعمل، دورباش، زمین‌دار، شامیانه.
 
تاريخچه   |    اساسنامه   |    دربارۀ وبگاه   |    نشر آثار   |    خبرنامهٔ گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی